| کودکان فردا |
بابک شعبانی
|
درباره وبلاگ
![]() من درد تورا زدست آسان ندهم
دلبر نکنم زدوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کاین درد به صدهزار درمان ندهم من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم یکی موی ترا بهر دو عالم ندهم گفتم جان را بیار محرم ندهم از گفتهی خود بیش دهم کم ندهم پيوندهاي روزانه
پيوندها
نشریه مجازی هوپ کارتون
وبلاگ هوپ کارتون آذ-فوتو وبلاگ آذ-فوتو انجمن نشریه مجازی هوپ کارتون خانواده کتاب انجمن هنر عکاسی تبریز انجمن هنرهای تجسمی تبریز انجمن کاریکاتور تبریز گروه عکاسان طبیعت آذربایجان شرقی گروه عکاسان زیست محیطی خانواده سبز خانه عکس آذربایجان سایت عکاسی . کام سایت عکاسی . نت خانه عکاسان ایران دوربین . نت حامد نباهت کارتون 3000 مهناز یزدانی رند تبريزي خانواده سبز خلیل غلامی مهسا جمالی بهرام تندران علی حامد حق دوست مرتضی کنعانی بهنود مصطفایی محمدمهدی اسکندری پور مهکام امیر فخری فهیرا مشایخی آتنا افضل زاده مرتضی صالح نژاد داود حسام پور محمدباقر شهبازی سینا ساها مرکز دانلود آهنگ باز هم سپیدیت مرا جادو کلاغ سفید دختران فمينيست دشمن در خانه شاهرخ شعبانی گلناز شعبانی هدی اسکندری هاله ایماندوست رویا نوری سولان 4 آذر فاطمه پرتوی توریاله فرشته منعمی کیمیا فرزاد پورعباس رئوف رضایی رویا عجمی الناز غیابی مسعود بهروان مجیدحبیبی حسین پیغامی جابرزنگ بغض گرفته نیمه پنهان سروده ها گاه نوشت های یک عدد "فتانه" ! پالت رنگی از هر چمن یک گلی ایرو آی تی مینا عابدی !photo by me (محبوبه صادقی) virginrain سمیه سهیلی مهدی بنی تمیم زینب عربی نرگس امامی پریسا رحیمی میثاق مرعشی مهری حسین زاده سید سجاد حسینی رها شده ام رهای رها خاطرهام (الف.جیم) علیرضا حسن زاده دیوانه تر از دیوانه کانون عکس بندر عباس از دریـچــه دوربـیــنـــ نرگس سلطان آباديان روح اله قيصري نيا رئوف رضایی Cold Silence حسین عبداللهی میثم میرزایی :: قالب ساز :: طراح قالب
|
بسم الله الرحمن الرحيم
فاطمه کوچولو ...
كافي است لحظهاي در كنارت باشد تا محكم
دستان كوچكش را در ميان انگشتانت قفل كند، انگار نميخواهد تنها بماند،
نكند دوباره كابوس به سراغش بيايد. كابوسي كه يك شب خواب كودكانهاش را
برهم زد و نور چشمانش را با خود برد. حالا چشمان «فاطمه كوچولو» را
بستهاند و او هنوز اميدوار است كه بتواند با چشماني كاملا باز كودكانگياش
را تجربه كند اما...
تاريخ ارسال چهارشنبه 27 بهمن1389
به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، «فاطمه كوچولو» در17 تيرماه سال گذشته به همراه خانوادهاش مهمان خانه عمهاش در روستايي در شهرستان قروه بود كه حادثه اتفاق افتاد و زماني كه مادر كودك از خواب بيدار شد متوجه شد كه «فاطمه» در اتاق نيست و پس از جستجو او را در حالي كه از پشت در ته حياط افتاده بود، يافت. «فاطمه» دستانش و لباسهايش از آهك سفيد شده بود و نميتوانست نفس بكشد حتي صورتش هم سوخته و كبود شده بود و تنها شاهد ماجرا، «محمدرضا» شوهر عمه فاطمه بود كه ادعا ميكرد فاطمه از بلندي به پايين پرت شده است هر چند اين متهم كه به موادمخدراز نوع ترياك اعتياد دارد زماني كه در محل اختفايش شناسايي و دستگير شد در بازجوييهاي اوليه خود به ارتكاب اين جنايت اعتراف كرد. اين حادثه به سرعت اتفاق افتاد و پدر و مادر اين كودك شبانه دختر خردسالشان را به بيمارستان بعثت بردند اما پزشكان گفتند كه ديگر دير شده و چشمان «فاطمه» نابود شده است.
«فاطمه» به تهران آمد و در بيمارستان مورد مدوا قرار گرفت و پزشكان مقداري از عفونت را از يكي از چشمانش خارج كردند. يكسال و هفتماه از وقوع اين حادثه گذشته و فاطمه كوچولو تاكنون 13 بار تحت عمل جراحي قرار گرفته است به طوري كه نه تنها اين جراحيها بينايي را به اين دختر بازنگرداند بلكه 6بهمن ماه امسال چشم چپ «فاطمه» كه پزشكان اميدوار بودند بتوانند بينايي آن را به اين كودك بازگردانند هم بخيه زده شد. «اميركلوندي» پدر فاطمه كوچولو در اين باره به ايسنا گفت: پيوند قرنيه آخرين عمل جراحي بود كه روي چشم چپ فاطمه در 15 ديماه انجام شد و پس از چند روز پزشك «فاطمه» عنوان كرد كه چشم «فاطمه» پيوند قرنيه را نپذيرفته است و پس از آن گفتند كه پلكش افتاده و آن را بخيه كردند. او ادامه داد: چشم راست فاطمه خشك شده است و پزشكان هم به بازگرداندن بينايي چشم چپ او اميدوار بودند. پدر اين كودك كه مستاصل به نظر ميرسيد، گفت: ديگر راهي به نظرم نميرسد كه بتوانم چشمان دخترم را بازگردانم فاطمه قبل از اين ميتوانست تشخيص دهد كه چه زماني از روز است اما چند وقتي است كه ميپرسد بابا شب است يا روز؟ به گزارش ايسنا، او تاكيد كرد كه براي رسيدگي به پرونده قضايي فاطمه منتظر نامه پزشك قانوني قروه هستيم.
همچنين هاله سادات سري، وكيل «فاطمه» هم درباره روند رسيدگي به پرونده اين
حادثه دلخراش به ايسنا اظهار كرد: پرونده «فاطمه» به منظور رسيدگي به
دادگاه كيفري استان كردستان ارجاع داده شده و دادگاه سوم اسفند ماه امسال
را براي رسيدگي به اين پرونده تعيين كرده است. وي با بيان اينكه در حال حاضر متهم اصلي پرونده «محمدرضا» در بازداشت به سر مي برد، ادامه داد: پزشكان معالج هنوز اظهار نظرنهايي خود را در رابطه با وضعيت چشمان فاطمه عنوان نكردهاند اما به نظر ميرسد كه اميد چنداني به بازگشت بينايي چشمان فاطمه وجود ندارد. به گزارش ايسنا، «فاطمه» 4/5 ساله به همراه پدرش پس از آن كه چشم چپاش را با بخيه بستند تهران را در حالي به مقصد شهر خود ترك كرد كه براي ادامه اين مسير سخت به پشتيباني مالي نياز دارد. عکس: علیرضا سوتکبار
مراحل ساخت انیمیشن «کودکان فردا»
آتنا حسنی فرع
در گذرگاه چراهای مختلف هنوز چراهایی هست که ما را به خود برمی گرداند و از خود به خدا می رساند. هنوز می شود حس خوب زندگی را در دستانی که وجودش از بدو تولد آزرده شده یافت و اشتیاق و امید را باشکوه تر از پیش درک کرد. می شود از نا امیدی فاصله گرفت و غرور را کنار گذاشت. چقدر زیباست موقعی که بزرگ باشیم اما درون خود را تا پاکی کودکی ها جلا دهیم تا شاید انسانی که از روزمره گی ها خسته شده بار دیگر با خدا پیوندی تازه کند و روح را تعالی بخشد. گزارش تصویری از اولین نمایشگاه انفرادی نقاشی های آتنا حسنی فرع
سفرنامه نویسی - روستای اشتبین 2 (Ushtabin - Ustebin)
خونه تکونی برای کودکان فردا
یا حق
برای محمدمهدی اسکندری پور (جهانگرد) به دلیل اتفاقی که براش افتاده دعا کنیم ، دعا کنیم خدایی که امیدوارم تنت سالم و همیشه استوار بمانی. دوستدارت بابک هدی جان عنوان عکس کمی ناامید کننده است من و هر کس دیگه ای نمی خواهد این آخرین سفر و آخرین عکس محمد مهدی باشد. ژرالدين دخترم
ژرالدين دخترم:اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند. اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.
گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنان هستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند . و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟
اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد . آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوط می کنند .دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد ....... اما به گمان من ، تن عریـــان تو باید مال کسی باشد که روح عریــــانش را دوست می داری . بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال تو را پیر تر نخواهد کرد..... "انسان باش؛ پاکدل و یکدل زیرا گرسنه بودن صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است" "چارلی چاپلین" تاريخ ارسال یکشنبه 16 فروردین1388عکس هفته و تبادل لینک
کودکان فردا در روز شنبه هر هفته یک عکس از بین وبلاگ دوستان انتخاب کرده و در قسمت عکس هفته وب سایت کودکان فردا قرار خواهد داد و برای بازدید عموم قسمتی را برای دریافت نظرات قرار داده که دوستان می توانند نظرات خود را در مورد عکس بیان کنند. کودکان فردا
17مهر است و روز جهانی کودک. در طول يک سال چندين روز به مناسبت های مختلف به نام کودکان نامگذاری شده ولی روزی که فقط به نام کودک باشد، روزی است در هفته دوم خردادماه. در ايران اين روز جشن گرفته نمی شود و به جای آن، روز ۱۶مهر که يکی از روزهايی است که به نام کودکان نامگذاری شده، جشن گرفته می شود. گفته می شود "به احتمال زياد، اين روز به مناسبت بازگشايی مدارس که در اکثر کشورهای جهان در روزهای آخر شهريور و ماه مهراست، جشن گرفته می شود". امسال در اين هفته جشن هايی از سوی سازمان های غيردولتی گرفته شد برای کودکانی که فقط کودک ناميده نمی شوند بلکه نام کار و خيابان را نيز هميشه با خود يدک می کشند. کودکانی که پشت چراغ قرمزها، درون اتوبوس، مترو، در پارکها و خيابانهای شهر، در شلوغی و هياهوی بازارو... می دوند و به تمنا می خواهند که از آنان چيزی بخريم و کودکانی که بزرگترند و در کارگاه ها و يا زيرزمين توليدی های تاريک، ساعت ها مشغول به کارند با کمترين دستمزد و بدترين شرايط کار؛ کودکانی که گويا در برنامه ريزی های دولتمردان فراموش شده اند...
و آروزهای کودکان بر شاخه های درخت تکان می خورند." آرزو دارم مادرم زودتر خوب بشه و ديگه مريض نباشه"؛ "آرزو دارم زود بزرگ بشم و بيشتر به خانواده ام کمک کنم"؛ "آرزو دارم کار نکنم"؛"آرزو دارم درسم رو تا آخر بخونم"... فردا خيلی دير است... برای کودکان فردا دير است...آنها کودکند و امروز احتياج به حمايت های ما دارند... فردا خيلی دير است.. تاريخ ارسال چهارشنبه 17 مهر1387محسن رنگ زندگی بود!
محسن رسول اف عکاس و کاریکاتوریست جوان در سانحه هوایی اخیر در قرقیزستان درگذشت. نگرانی از سقط فزاینده جنین دختر در هند
در سال 2001 نسبت پسرها به دخترها در هند در کل 1000 پسر در برابر 937 دختر بوده ولی در گزارش خاطر نشان شده که در مناطق شهری بالنسبه مرفه، نسبت دختران به پسران با سرعت بیشتری کاهش می یابد. به طور مثال، تنها در یک منطقه در ایالت پنجاب هند، در طبقه های بالاتر اجتماع، در مقابل هر 1000 نوزاد پسر، تنها 300 نوزاد دختر دیده می شود. به عقیده این نهاد افزایش استفاده از تکنولوژی سونوگرافی برای تشخیص جنسیت جنین که ممکن است نهایتا به سقط جنین دختر بیانجامد، در این روند نقش مهمی داشته است. در برخی موارد هم در صورت بیمار شدن نوزاد دختر، از او مراقبت لازم را نمی کنند که به مرگ نوزاد منجر می شود. Action Aid هشدار داده است که چنانچه این روند ادامه پیدا کند، هند یک آینده "غم انگیز" در پیش خواهد داشت. نهاد مورد بحث برای تهیه گزارش درباره دخترانی که ناپدید می شوند از همکاری موسسه کانادایی "مرکز بین المللی مطالعات درباره توسعه" برخوردار شده است. تهیه کنندگان گزارش می گویند در فرهنگی که عمدتا به دختران به عنوان یک مشکل و دردسر نگاه کرده می شود، زنان برای داشتن نوزاد پسر تحت فشار فزاینده ای قرار دارند. لورا تورکت، مسئول حقوق زنان در نهاد Action Aid می گوید: " در دراز مدت باید عقاید اجتماعی و فرهنگی مردم تغییر پیدا کند. هند باید موانع اقتصادی و اجتماعی از جمله محدودیت ها در مورد حق مالکیت و سنت جهیزیه یا پرداخت پول قابل توجه توسط والدین دختر به خانواده داماد را از میان بردارد. در همین رابطه مجله پزشکی بریتانیایی Lancet نوشته است که در طی 20 سال گذشته 10 میلیون جنین دختر را در هند سقط کرده اند منبع: http://doookhtaran.blogfa.com تاريخ ارسال چهارشنبه 19 تیر1387 ختنه دختران دربعضی شهرهای ایران
كمي دورتر از بند آزاد كيش و نه چندان دورتر از اسكلههاي بندرعباس سابق «هرمزگان»، آنجا كه به خشكي و خشونت طبيعت بلوچستان نزديك ميشويد، در روستاها و شهرهاي كوچك همين مناطق، زنان به حكم سنت و آئين،از لذت جنسي محروم ?اند. نه فقط در شهرهاي كوچك، كه گاه در شهرهاي بندري و بزرگتر. تاريخ ارسال چهارشنبه 19 تیر1387گفتگو با خدا
INTERVIEW WITH GOD I dreamed , I had an interview with god
نظرات دوستان ۱- سه شنبه 18 تیر1387 ساعت: 16:15 - توسط:رند التبریزی مگر اینکه در خواب ببینی با خدا حرف می زنی.. ای عکاس قرن... کودکان فردا: من که همیشه با خدا حرف می زنم. وب سایت پست الکترونیک ۲- چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت: 17:34 - توسط:f.sadeghi سلام: کودکان فردا: سلام دوست عزیز وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال یکشنبه 16 تیر1387هیئت مدیره انجمن هنر عکاسی آذربایجان شرقی
دریچه دوربین موجود بی جانی است که هرچند دروغ نمی گوید ولی به تعبیری حرکت و شادابی را از زندگی می گیرد آن را جاودانه می کند و این مسئولیت عکاسی را به عنوان ناخدای دوربین در دریای پر تلاطم زندگی و هنر دوچندان می کند و لازم می دارد تا با اندیشه ای وا و فکری باز و آینده نگر به سراغ مقوله عکاسی رفت و در این دنیای پر از رنگ، از دورنگی فرار کرد و هرچند که دنیایی باشد از سیاهی ها ولی نشان دادن این سیاهی نیز برای رسیدن به سفیدی ها باشد. با این اوصاف وارد نبرد می شوم تا بلکه بتوانم به کمک شما عزیزان عکاسی را به هنر و صنعتی تبدیل نمایم که قبل از هر چیز بتواند به بودن خود ببالد و در ثانی از نقادی اهلان و نااهلان نهراسد. تاريخ ارسال دوشنبه 30 اردیبهشت1387بـــــــــــــــــــن بســــــــــت
کودک که بی هیچ اراده ای پا به دنیا نهاده بود گریست... شاید نمی دانست هیچ حادثه ای در دنیای آدم ها ارادی نیست!او که جز سیاهی ندیده بود از حجم رنگ ها و فضا هراسان بود و می گریست... کم کمک دنیا با همه ی رنگ وحجمش برایش تکرار شد و تکرارشد و تکرار.... وکودک دست در دست زمان گریه هایش را از یاد برد... آموخت برای خواسته هایش دیگر اشک نریزد ...آموخت همیشه بجنگد بی آنکه چشمان حریف را بنگرد... آموخت فاصله ایست به وسعت شب از خواستن تا رسیدن!کودک از یاد برد طعم خنده های بی بهانه اش را ... اما آدمک ها نام این فراموشی را بلوغ نهادند ! و کودک دیگر کودک نبود... تاريخ ارسال یکشنبه 21 مرداد1386ماندانا
کاربر جدید - حسین منتظم
سلام عزیزانم
من هم از امروز عضو این وبلاگ شدم. امیدوارم مطالب مفید و سودمندی را خدمت شما کاربران عزیز ارائه کنم. تاريخ ارسال یکشنبه 28 آبان1385سومین سفر
یک سفر ۵ روزه از تبریز ... بندر انزلی
توضیحات رو در ادامه مطلب می خونین ، به زودی .
نظرات دوستان ۱- یکشنبه 5 شهریور1385 ساعت: 23:53 توسط:نیکا سلام وب سایت پست الکترونیک ۲- یکشنبه 5 شهریور1385 ساعت: 23:54 توسط:نیکا تبریز شهر قشنگیه ها وب سایت پست الکترونیک ۳- سه شنبه 7 شهریور1385 ساعت: 19:27 توسط:بابک ( کودکان فردا ) یه دختر خیلی خو شتیب و خو شگل تو روزنامه اگهی می ده که یک پسر خیلی http://i7.tinypic.com/257ewdu.gif تاريخ ارسال جمعه 3 شهریور1385بدون شرح !
![]() نظرات دوستان
۱- چهارشنبه 25 مرداد1385 ساعت: 17:14 توسط:یک دوست
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما مدير وبلاگ محترم
جدید ترین سیتم تبلیغاتی جهان به روش اقساطی 1سال ماهانه 500 تومان 4 سال رایگان سایتpixelha با کادر قوی و پشتیبانی فنی بالا پا به عرصه IT گذارده و قصد نامدار کردن ایران و ایرانی ر ا در عرصه جهانی IT دارد و شما را در این پروژه ملی و خود جوش دعوت می نماید. امید است شما همکار گرامی برای همیاری و همکاری و رسیدن به مقصد نزدیک ما را یاری و همراهی نمایید تا با مشارکت شما هموطن گرامی این پروژه خودجوش ملی را به سرمنزل مقصود برسانیم. و بتوانیم برای اولین بار در عرصه IT نام ایران و ایرانی را با افتخار برسر زبانها بیاندازیم. امید است که شما همکار گرامی در این پروژه ملی مشارکت نموده و علاوه بر معرفی سایت شما با جدیدترین سیستم تبلیغاتی اینترنتی و بالا رفتن چشم گیر آمار بازدید روزانه شما گامی در راستای نامدار کردن ایران عزیزمان در عرصه جهانی IT داشته باشید و از مزایا و تسهیلات سایت ما برخوردار شوید. سیستم فروش ما به 2 صورت نقد و اقساطی می باشد. در سیستم فروش نقدی قیمت هر خانه 5000 تومان میباشد.در سیستم اقساطی شما بابت هر خانه ماهانه به مدت یکسال 500 تومان پرداخت می کنید و به مدت 4 سال به صورت رایگان تبلیغ شما انجام میشود.(( شما هیچگونه محدودیتی در انتخاب مکان و تعداد پیکسلها ندارید )) پشتیبانی : pixelha_11@yahoo.com http://pixelha.ir (( شما نیز به جمع دیگر دوستانتان در سایت pixeha.ir بپیوندید )) ۲- جمعه 27 مرداد1385 ساعت: 22:25 توسط:بابک ( کودکان فردا )
کاش کوچیک بودیم............ وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم. کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد که می زنیم باز کسی حرفامونو نمی فهمه چه کسي چه گلي دوست داره؟نجار گل ميخک ، دندانساز گل مينا ، سارق گل شب بو ، چشم پزشک گل مژه ، منجم گل کوکب ، قصاب گل گاو زبان ، روزنامه فروش گل کاغذي ، پارچه فروش گل اطلسي ، مسئول باغ وحش گل ميمون و من .... گلي را که بوي تورو بده
![]() ۳- جمعه 27 مرداد1385 ساعت: 22:28 توسط:مستانه **دختر سركش**
یادمه قبلا هم می اومدم اینجا خوشحالم که پا برجاست
وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال چهارشنبه 25 مرداد1385چشم چشم دو ابرو
چشم چشم دو ابرو ، دو ابروی کمونی چشم چشم دو ابرو، دو چشم آسمونی چشم چشم دو ابرو، چشمای خیس هر شب من،تو،یه فریاد، اسم تو عمری بر لب دست دست دو تا دست،دو دست عاشقانه دو دست پاک وپر مهر، یه حس صادقانه پا پا دو تا پا ،دو پای سخت همراه همراهی قرص ومحکم ،حتی تا خونه ماه قلب قلب دوتا قلب،دو قلب قفل در هم دوقلب مست وعاشق، عشقی فرا از عالم جسم جسم دوتاجسم،دو جسم اما با یک روح یه روح آسمونی ،بلند چو قله کوه عشق عشق چه زیباست،الهی جون بگیره هر کسی سد عشق شد، دعا کنیم بمیره
نظرات دوستان ۱- پنجشنبه 25 خرداد1385 ساعت: 20:25 توسط:فرشید salam dooste aziz webloge jaleby dary khoshhal misham ye sary ham be ma bedy va nazar bedy تاريخ ارسال پنجشنبه 18 خرداد1385 کودکان فردا
ما کودکان دیروز کودکانی بودیم گرفتار افکار گذشتگان ولی کودکان فردا مطمئناْ گرفتار این افکار نخواهند بود.
شاهد آنیم و می بینیم ...
نظرات ۱- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 18:0 توسط:احمدرضا -------------------.-.-.-.با عشق همه چیز ممکن است-.-.-.-._.----------------------- ۲- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 19:43 توسط:یزدان پناه در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشري به زمين نرسيده بود فضيلت ها و تباهي ها در همه جا شناور بودند، آنها از بيكاري خسته و كسل شده بودند، روزي همه ي فضايل و تباهي ها دور هم جمع شدند خسته تر و كسل تر از هميشه، ناگهان ذكاوت ايستاد وگفت: بياييد يك بازي بكنيم مثلا قايم باشك همه از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد من چشم مي گذارم، و از آن جايي كه هيچكس دلش نمي خواست بدنبال ديوانگي بگردد همه قبول كردند او چشم بگذارد، و به دنبال آنها بگردد. ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع كرد به شمردن... يك...دو...سه همه رفتند تا جايي پنهان شوند. لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد. خيانت داخل انبوهي از زباله ها پنهان شد. اصالت در ميان ابرها مخفي گشت. هوس به مركز زمين رفت، دروغ گفت زير سنگ پنهان ميشوم اما به ته دريا رفت.طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد، و ديوانگي مشغول شمردن بود، هفتادو نه...هشتاد...هشتادو يك... همه پنهان شده بودند به جز عشق كه همواره مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد. در همين حال ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد نود و پنج...نودو شش...نود و هفت... هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و در بين يك بوته گل رز پنهان شد. ديوانگي فرياد زد دارم مي يام دارم مي يام و اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود، زيرا تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود. دروغ كه در درياچه، هوس در مركز زمين، يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق، او از يافتن عشق نا اميد شده بود، حسادت در گوشهايش زمزمه كرد، تو فقط بايد عشق را پيدا كني و او پشت بوته گل رز است، ديوانگي شاخه چنگك مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو كرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد. عشق از پشت بوته گل رز بيرون آمد با دستهايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي توانست جايي را ببيند. او كور شده بود. ديوانگي گفت: من چه كردم، چگونه مي توانم تو را درمان كنم، عشق پاسخ داد: تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كاري بكني، راهنماي من شو، و اينگونه است كه از آن روز به بعد عشق كور است و ديوانگي همواره در كنار اوست. وب سایت پست الکترونیک ۳- سه شنبه 1 فروردین1385 ساعت: 10:36 توسط:بغض گرفته سلام وب سایت پست الکترونیک ۴- جمعه 4 فروردین1385 ساعت: 15:10 توسط:علی *´¨) *´¨) *´¨) قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو (¸.•´ (¸.•` *(¸.•´ وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال دوشنبه 29 اسفند1384دعا کردم
دعا کردم که بمانی و بیایی کنار پنجره
تا باز باران ببارد و باز شعر مسافر خاموشی خود را بشنوی اما افسوس ، افسوس که رفتی حکایت غریب این زندگیست و تو رفتی ، پیش از آنکه باران ببارد
نظرات ۱- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 15:42 توسط:س-ج سلام وب سایت پست الکترونیک ۲- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 19:31 توسط:بانوی شرقی من درد تو را زدست آسان ندهم وب سایت پست الکترونیک ۳- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 19:34 توسط:بانوی شرقی تو به من می خندیدی و نمی دانستی وب سایت پست الکترونیک ۴- دوشنبه 2 مرداد1385 ساعت: 18:49 توسط:فرشید سلام وبلاگ خوبی داری یه سری هم به من بزن وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال دوشنبه 29 اسفند1384کودک
نظرات ۱- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 8:38 توسط:نیکا سلام ۲- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 14:37 توسط:فرشید وبلاگ خوبی دارین وب سایت پست الکترونیک ۳- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 16:50 توسط:منم گنجشک براي اولين بار خيلي خوب بود وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال یکشنبه 28 اسفند1384دعا کنیم
یا حق برای چشمان نابینای دختر کوچک مراغه ای که به دلیل انفجار ترقه چشمایش را از دست داده دعا کنیم ، دعا کنیم که خدا ... خدایی که می شناسیمش یکبار دیگر بینایی را به او برگرداند ... من برای دعاهایتان و به خاطر خلوص و صداقتتان یک یا علی طلب میکنم ... همین .
نظرات ۱- جمعه 26 اسفند1384 ساعت: 2:53 توسط:نیکا خیلی بخدا ناراحت شدم ۲- جمعه 26 اسفند1384 ساعت: 15:5 توسط:ریگو دارم می رم مشهد حتما" براش دعا می کنم. بخصوص که همشهریم هم هست. وب سایت پست الکترونیک ۳- دوشنبه 29 اسفند1384 ساعت: 17:31 توسط:کیمیا آقا سالک بهتر از این نمی شه منتظر کارهای بعدیت هستم از این که من و در خبر نامه کودکان فردا خبرم کردین ممنونم . وب سایت پست الکترونیک تاريخ ارسال پنجشنبه 25 اسفند1384 کودکان دیروز و فردا
کاش بچه بودم ، یک ساله بودم تا . . .
کودکان چرا حرف نمی زنند ؟ فردا کجاست ؟ من
کوچه جاوید من ۴ سال سن ندارم منتظر یک رهگذرم . آن رهگذر کیست ؟ نمی دانم ، شاید هم ... کوچه جاوید یادته ، نشستیم زیره پنجره صدام کردی و گفتی دیونه من هم جواب دادم خودتی . کوچه جاوید یادته ، کفشات و انداختم حوض حیاط باز دنبالم کردی و گفتی دیونه .
کریسمس نزدیک است . شدت سرما دست و پایم را بی هس کرده بود برف و بوران همه جا رو سفید کرده بود تنها چیزی که به چشم می خورد یک درخت سبز بین یخ ها دیده می شد . وقتی نزدیک درخت می شدم گرما را بیشتر احساس می کردم . هر قدر نزدیکتر می شدم ، دورتر به نزر می رسید تا بالاخره روزی ...
این روزا جوونا پیرند / همه از جون خود سیرند / ظاهر همه می خنده / ولی تو دلشون اسیرند / این روزا نونه تو دروغه / تو چشم دنیا خورشید / ولی حیف دل بی فروغه / یکی تا خرخره سیره / یکی به یک لقمه گیره / یکی تو پیری پر از شوره / یکی تو جوونی پیره / عده ای مستند / عده ای گرگ خیالند / عده ای اون بالا بالاها / عده ای تو قعر چاهند / به یه عده عشق حرومه / به یه عده پاک و طاهر / قهقــه همه بلنده / ولی باور کن به ظــاهر ( هستی )
نظرات ۱- شنبه 4 تیر1384 ساعت: 21:10 توسط:سحر خیلی خشکلی عکس بچگیته. ۲- پنجشنبه 9 تیر1384 ساعت: 13:33 توسط:: کوها در تابستان هم پوشیده از برف است . تاريخ ارسال شنبه 4 تیر1384 |
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
.:; Azar Photo ;:.
کودکان فردا .:: Anda Green Picture ::. .:: Hop Cartoon ::. Hop Cartoon Magazine آثار آثار دوستان نمایشگاه عکس نمایشگاه کاریکاتور نمایشگاه طراحی Animation نشریات موسیقی طنز رویدادهای تاریخی نامه اشعار و مشاهیر تولد عاشقانه علم و اساتید نرم افزار نشانه love سال جدید داستان دوستان تبلیغات تصاویر گرافیکی محاسبات برای تو می نویسم تاریخ جشنواره آرشيو وبلاگ آرشيو مطالب
هفته دوم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390 هفته چهارم دی 1390 هفته سوم دی 1390 هفته دوم دی 1390 هفته اوّل دی 1390 هفته چهارم مهر 1390 هفته سوم مهر 1390 هفته دوم مهر 1390 هفته اوّل مهر 1390 هفته چهارم شهریور 1390 هفته سوم شهریور 1390 هفته دوم شهریور 1390 هفته اوّل شهریور 1390 هفته چهارم مرداد 1390 هفته سوم مرداد 1390 هفته دوم مرداد 1390 هفته اوّل مرداد 1390 هفته چهارم تیر 1390 هفته دوم تیر 1390 هفته اوّل تیر 1390 هفته چهارم خرداد 1390 هفته سوم خرداد 1390 هفته دوم خرداد 1390 هفته اوّل خرداد 1390 هفته چهارم اردیبهشت 1390 هفته سوم اردیبهشت 1390 هفته دوم اردیبهشت 1390 هفته اوّل اردیبهشت 1390 هفته چهارم فروردین 1390 هفته سوم فروردین 1390 هفته دوم فروردین 1390 هفته اوّل فروردین 1390 هفته چهارم اسفند 1389 هفته سوم اسفند 1389 هفته دوم اسفند 1389 آرشيو امکانات
|
Copyright © 2006-2010 All Rights Reserved by babakshaabani.com
This Template Designed By Babak Shaabani